شهریور 1389
مرداد 1389 تیر 1389 خرداد 1389 اردیبهشت 1389 فروردین 1389 اسفند 1388 بهمن 1388 دی 1388 آذر 1388 آبان 1388 مهر 1388 شهریور 1388 مرداد 1388 تیر 1388 خرداد 1388 اردیبهشت 1388 فروردین 1388 اسفند 1387 بهمن 1387 دی 1387 آذر 1387 آبان 1387 مهر 1387 شهریور 1387 مرداد 1387 تیر 1387 خرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 |
فتو کپی نداریم لطفا سوال نکنید .
+
?? شنبه بیست و هشتم فروردین 1389???? 9:50 ???? همکنون...
|
توئیتی به این بازی دعوتم کرده . باید بگیم که اگه جنس مخالف اینی که الان هستیم بودیم ، دلمون میخواست چه کارای رو انجام بدم .
من اگه دختر بودم دل میخواست خیلی خیلی خوشگل بودم تا ببینم چه احساسی داره که آدم هر جا میره صدتا چشم بهش زل بزنن ؟ این همه دیده شدن چه حسی داره ؟ من اگه دختر بودم دلم میخواست که با خیال راحت به فکر آرزو هام باشم بدون دغدغه سربازی و کار و... من اگه دختر بودم دلم میخواست تجربه دخترانه از دنیا داشته باشم . ریز بین بودن ذاتی زنانه رو تجربه کنم . دقت و حوصله و ظرافت دخترانه رو . من اگه دختر بودم حتما کل تعطیلت نوروز رو بری اولین بار درس میخووندم ! ( چون اینکار فقط از یه دختر بر میاد !) من اگه دختر بودم دلم میخواست یه تیپ کلا اسپرت دخترانه بزنم . کفش اسپرت سفید شلوار جین مانتوی سفید و روسری فیروزه ای بپوشم و برم برای خودم قدم زدن ( با حال و هوای دخترانه ) محل سگ هم به پسرا نذارم . من اگه دختر بودم با خیال راحت هر وقت احساس ناراحتی میکردم میزدم زیر گریه و نگران نبودم که کسی بگه : مرد که گریه نمیکنه! من اگه دختر بودم هر روز دلم برای مامانم تنگ میشد و کلی باهش حرف میزدم من اگه دختر بودم از زنبور و سگ میترسیدم و نگران مسخره شدن نبودم من اگه دختر بودم حتما فمنیست میشدم من اگه دختر بودم و اگه اختصاصا یه دختر خاص بودم . همکنون... رو میبخشیدم بخاطر کاری که بیشتر از هر چیزی به خاطر خوشبختی من کرد..
همه دعوتن . اگه قراره من دعوت کنم .
+
?? سه شنبه بیست و چهارم فروردین 1389???? 15:41 ???? همکنون...
|
چه سیگنال هایی که به ذهن من نمیفرسته این کلمه!
+
?? شنبه بیست و یکم فروردین 1389???? 18:13 ???? همکنون...
|
I am a book READ ME!
+
?? سه شنبه هفدهم فروردین 1389???? 17:48 ???? همکنون...
|
پشت هر خواسته مان يك شهر ديوار بود . پشت آزادي ،ديوار بود . پشت پرواز ،ديوار بود . پشت هر پنجره مان ،ديوار بود. پشت آينده ،ديوار بود . راه حل فرارمان حتي ديوار-اگر صادقش نبود كاذب- بود ! اينجا ديوار ميفروشند . پنجره موجود نيست.
+
?? یکشنبه پانزدهم فروردین 1389???? 9:49 ???? همکنون...
|
دارم یاد میگرم که دست های سردم برای گرم شدن
فقط
جیب های تنگم رو دارن..
+
?? پنجشنبه دوازدهم فروردین 1389???? 21:26 ???? همکنون...
|
میگم دقت کردین که تو داشبورد همه ماشین های دنیا کنار صفحه کیلومتر شمار و سرعت سنج یه صفحه دیگه ای هم هست که دور موتور رو نشون میده . وقتی برای آموزش رانندگی میرفتم یه بار زل زده بودم به اون صفحه و اصلا یادم رفت که برم دنده دو تا مربی گفت داری به چی نگاه میکنی ؟ گفتم به دور موتور بهم گفت به اون چرا نگاه میکنی به جاده نگاه کن . از اون موقع همیشه یه جوری دلم برای این صفحه و عقربه دور موتور میسوزه ! همینطوری توی تموم ماشین های دنیا هست ولی انگار هیچ اهمیتی نداره . اصلا نباید دیده بشه ! خب اصلا نذارنش چی میشه؟ امسال که سفر رفتیم هر وقت نگاهم به عقربه دور موتور میافتاد یاد خودم میافتادم که همیشه هستم اما اصلا هیچکس بهم توجهی نمیکنه و مهم نیستم و نبايد دیده بشم ! اون موقع یه گاز محکم میدادم و عقربه دور موتور ميرفت بالا بالا ها !
+
?? چهارشنبه یازدهم فروردین 1389???? 11:27 ???? همکنون...
|
چند روزیه که اینجوری شدم : [اینجوری] چرا بلاگفا شکلک اینجوری نداره ؟ خب منم نمیتونم بگم چجوری شدم ..
+
?? دوشنبه نهم فروردین 1389???? 11:35 ???? همکنون...
|
|
|