تبليغاتX
همکنون...




















مرداد 1389
تیر 1389
خرداد 1389
اردیبهشت 1389
فروردین 1389
اسفند 1388
بهمن 1388
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
 

 

 

 

جمعیت پنجره ها خیلی بیشتر از آدم هاست.

پس چرا هیچ کس از پنجره بیرون را تماشا نمیکند ؟

 

 

 

+ ??  پنجشنبه هفتم مرداد 1389???? 20:15  ????  همکنون...   | 

 

 

جام جهانی که خیلی وقته تموم شده اما یک چیزی ازش موند که برای من تموم نمیشه . چیزی که برای من خیلی آزارنده شده . شاید برای همه بیشتر مایه خنده و سرگرمی بود و یا شاید حداکثر مایه تعجب . اما برای من این مسئله به کل هستی و تاریخ و زندگی بسط پیدا کرد . پل ، اختاپوس آلمانی که تموم بازی ها رو درست پیش بینی کرده بود . حالا هر چند همیشه به سمت راست میرفت اما اون کسی که بهش غذا میداد از کجا میدونست که کدوم تیم برنده میشه که ظرف غذا با پرچم اون کشور  رو سمت راست میذاشت ؟ این یعنی بهر حال یه نفر از برنده ها خبر داشت . اینها خیلی مهم نیستن اون چیزی که مهمه اینه که آدم حس میکرد توی جام جهانی همه چیز از قبل معلوم بود یعنی قرار بود اسپانیا قهرمان بشه و هلند هر قدر هم که خوب و قوی نمیبود هر قدر هم که عالی نمیبود تقدیر ،خدا و یا هر چیزی که شما اسمش رو میذارین اجازه نمیداد که قهرمان بشه . این یعنی خواست و اراده و تلاش ما چرنده ! همه چیز از قبل تعیین شده و عوض نمیشه ! و این واقعیت تلخی بود که باعث میشد من بیشتر از اینکه طرفدار هلند یا اروگوئه باشم دشمن اسارت بشر در چنگال اراده شوپنهاوری ای باشم که پیشگویی های اختاپوس نشون میده واقعا هست ... اراده ای که همه چیز رو تعیین میکنه بدون اینکه خواست و اراده ما رو لحاظ بکنه . اسپانیا قهرمان شد نه به خاطر خودش به خاطر اینکه اراده شوپنهاوری میخواست ...

 

 

+ ??  شنبه دوم مرداد 1389???? 5:32  ????  همکنون...   | 

 
 
 

۹

۸

۷

۶

۵

۴

۳

۲

۰۱

۱۸

۱۶

۱۴

۱۲

۱۰

۸

۶

۴

۲

۲۷

۲۴

۲۱

۱۸

۱۵

۱۲

۹

۶

۳

۳۶

۳۲

۲۸

۲۴

۲۰

۱۶

۱۲

۸

۴

۴۵

۴۰

۳۵

۳۰

۲۵

۲۰

۱۵

۱۰

۵

۵۴

۴۸

۴۲

۳۶

۳۰

۲۴

۱۸

۱۲

۶

۶۳

۵۶

۴۹

۴۲

۳۵

۲۸

۲۱

۱۴

۷

۷۲

۶۴

۵۶

۴۸

۴۰

۳۲

۲۴

۱۶

۸

۸۱

۷۲

۶۳

۵۴

۴۵

۳۶

۲۷

۱۸

۹

 

 

+ ??  پنجشنبه بیست و چهارم تیر 1389???? 11:9  ????  همکنون...   | 

 

 

مارتین هایدگر سعی میکند انسان را بر اساس حیوان بودنش تعریف نکند. یعنی نگوید  انسان  حیوانیست ناطق یا عاقل یا هر چیز دیگر. بلکه حیوانیت انسان را بر اساس انسانیت او تعریف کند . و این اساس کار اوست . هایدگر میگوید حیوانات با اشیا دنیا سر و کار دارند اما هیچگاه به "هستی" آنها دست نمی یابند در حالیکه انسان گشایشیست به هستی و در داخل همین گشایش است که امکان وجود می یابد ( حیوانیت پیدا میکند  ) هایدگر میگوید اگر پیرمردی همراه با سگش بمیرد مرگ سگ اتفاقی است که "در جهان " رخ داده است اما مرگ پیرمرد "نابودی یک جهان " است . و این اساس فلسفه هایدگر در "هستی و زمان " است .

حالا این فلسفه عمیق و البته تغیر موضع دهنده هایدگر که اساس انسان شناسی و البته  زیبایی شناسی سنتی رو زیر و رو کرد چه ربطی به وبلاگ همکنون و ۱۹ تیر داره !

 

 

+ ??  شنبه نوزدهم تیر 1389???? 10:58  ????  همکنون...   | 

 

 

یعنی مسئله اینقدر پیچیده است ؟ جهان در سال ۲۰۱۲ نابود خواهد شد و باز هم مسئله اینقدر پیچیده است ؟ این قسمت از جهان که خیلی هم منتظر ۲۰۱۲ نشده و از لا اقل ۳۱ سال پیش شروع به نابودی کرده است . اما باز هم مهم نیست یعنی مسئله اینقدر پیچیده است ؟ بعد از حدود ... نه دقیقا ۳۶۳ روز باز هم همه چیز اینقدر پیچیده است حتی با اینکه کمتر از دو سال دیگر جهان نابود خواهد شد ؟  مسئله ساده ای نیست . من هم از اول نگفتم که ساده خواهد بود اما در شرایط فعلی که جهان دارد نابود میشود یعنی این مسئله هنوز اینقدر مهم است؟ نه در شرایطی که کمتر از دو سال باقی مانده است دیگر هیچ چیز مهم نخواهد بود . حتی اینکه این قسمت از جهان استثنائا یک ۳۱ سالی زودتر شروع به نابودی کرده است . حتی این هم مهم نخواهد بود . یعنی مسئله اینقدر پیچیده است؟ ترجیح میدهم فرض بکنم که اقوام مایا یک غلطی کرده اند . و مطمئنا ۲۰۱۳ هم خواهد آمد . اما باز هم باعث نمیشود که این مسئله اینقدر پیچیده باشد . یعنی مسئله اینقدر پیچیده است؟

 

 

+ ??  دوشنبه چهاردهم تیر 1389???? 10:42  ????  همکنون...   | 

 

 

 تیر ماه ۸۸ هنوز تموم نشده باشه . تیر ۸۹ بیشتر از یک هفته پیش شروع شده باشه . امتحانا تموم  شده باشه .  ایتالیا حذف شده باشه . اینترنت خونه هنوز وصل نشده باشه . باز هم توی کافی نت نشسته باشی . پایین پست امروزت لبخند پست قبلی باشه . درس نخوونی هنوز . کتاب بخوونی هنوز . فوتبال و BBC  نگاه بکنی زیاد . ترس داشته باشی . چوب خط بکشی رو دیوار . همین چیز ها باشه تابستون آزادی !   

+ ??  چهارشنبه نهم تیر 1389???? 10:56  ????  همکنون...   | 

 

 

 

کاش منم یه آشنای قدیمی داشتم که وقتی بعد از مدتها اتفاقی میدیدمش، نا خود آگاه لبخند میزدم ..

 

 

 

+ ??  سه شنبه بیست و پنجم خرداد 1389???? 10:32  ????  همکنون...   | 

 

 

شاید خوبی خرداد این باشه که به رکود عادت میکنی . به برنامه های ناب (!)  رسانه ملی در راستای سالگرد حماسه عادت میکنی . بعضی خرداد ها که میشن  باید به فوتبال عادت نکنی چون خیلی زودتر از اونی که فکرش میکنی فوتبال تموم میشه ... خرداد باید به غربت به امتحان به شکست هایی که نمیدونی کی میخوان تموم بشن عادت بکنی .به بلاگفای خلوت به ویرایش مطلب برای بار دهم.. . به پست های متنی طولانی عادت بکنی . خرداد باید به استاد های اخمو عادت بکنی به نمره های روی بولتن عادت بکنی. به هم اتاقی هایی که دیگه کم آوردن . به خودت که از همه کمتر آوردی ! به دانشگاه خلوت . به خاطره ها . به خاطره ها . به پیاده روی های اطراف خوابگاه به زمان سوزی توی سایت فیفا به آهنگ های قدیمی شده توی رم W810 ات که دیگه حسابی از مد افتاده .به نمایشنامه های یک وعد ه ای. به تیرماه که اول قرار بود ابتدای کار هات باشه اما الان با این بلایی که خرداد سرت آورده فقط میخوای استراحت بکنی . خرداد که میشه باید به حادثه هایی که دیگه خیلی هم امیدوارت نمیکنن به خبر هایی که خیلی هم با لبخند جوابشون رو نمیدی به خاطره هایی که دیگه خوشحالت نمیکنن به مسابقه هایی که خیلی سر ذوقت نمیارن به پست هایی که راضیت نمیکنن  به بداهه نویسی هایی که هیچ نشانی از نبوغ ندارن. به آدم هایی که خیلی تحویلت نمیگرین..          . به روز های بلند لعنتی...

 

 

+ ??  یکشنبه بیست و سوم خرداد 1389???? 19:32  ????  همکنون...   | 

   


همکنون... فقط یه لحظه است !
حادثه ای ، اتفاقی ، خاطره ای ، فکری، ایده ای ، دیدنی و شنیدنی و...
از این چیزاست همکنون...
"همکنون..." یه دنیاست...
دنیایی که مال من نیست !
من فقط یاد گرفتم چطور در لحظه ها زندگی کنم!!!





تاریخ
كنايه
سوال
مینیمال
فقط جمله
دفترچه سرخ
عکس نوشت
رصدخانه همکنون...
دنیا از دید همکنون...
ادبیات با طعم همکنون
دلتنگی های همکنون...
بداهه نويسي هاي من
تفاوت ، با طعم همکنون...
آموزشگاه رانندگي همكنون




آنا
A4
هنی
مونا
زویا
الناز
cool
سارا
الهام
نهفت
ماندانا
نرگس
مهسا
حديث
مجتبي
استاكر
زن پدر
تب زده
Un©O
R.mita
سرکش
پري سا
كلئوپاترا
هیچ گاه
Omega
shadow
كنتراست
ليلي خانه
Miss.Dark
پیش نویس
آیات زمینی
Dream on
تنها در باغ
جودی آبوت
آدمك چوبي
پرواز در سن
anonymous
سرکوچه من
معنای سکوت
سیاه و سفید
مردم معمولي
تنهایی تنها باد
داستان مینیمال
دخترك اوريجينال
متولد ماه سرطان
لیدا خانوم تصویرگر
خانه تكاني يك ذهن
داستان یک تک سایز
دروغگوی خوش حافظه
حرفهای یک آدم معمولی
متولد ماه سرطان
وب ديواري
كافه كاغذي
ابهام
توييتي
پيش نويس
مشيانه
ادوارد دست قیچی
موبيديك
يكتا
دخترک نسکافه ای
gluegirl
فرانکو
وارش
پسرك.نت





کرت ونه گات
پل استر
ریچارد براتیگان
???ی? ?ی?????ی ??????

           ©THEME